صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب شب به خیر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شب به خیر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ بهمن ۱۲, دوشنبه

عصر به خیر



عصرما عصر من و توست، سراسر بی ما
عصر جم تی وی بی خواهر و مادر، بی ما

فست فودیست پر از وقت تلف کردن ها
کافه ی در به دران، بی در و پیکر، بی ما

عصر چس ناله ی خوش بو و هنرمند شدن
قهرمان های مجازی معطّر، بی ما

عصر خوشمزگی ما، غلط املایی
هی غلط کردن و تکرار مکرر، بی ما

عصر دلتنگی یک عدّه گشاد عوضی
عصر جک سازی و خلّاقیت خر، بی ما

عصر بی خاصیّتی، بی ادبی، بی هنری
بی همه چیز,فقط حرص در آور، بی ما

عصربی موسقی خوب ولی پر  استاد
عصر تقلید، کپی، گوشِ همه کر، بی ما

عصر خواننده خوشگل، همه چیزش خوشگل
غیر آواز و صدا که خود عرعر، بی ما

عصر بی عشق پر از مخ زدن بی مخ ها
عصر احساسات بی ته و بی سر، بی ما

آخر شب منم و اوّل هر صبح تویی
عصرما این همه بی اوّل و آخر؟ بی ما؟

عصرما جان به لبم می کند امّا,جانم
لب تو بوده, تو جان بر لبم آور، بی ما*

خیر این عصر کجا بوده؟، ولی عصر به خیر!
من بی تو، توی بی من، دو برابر، بی ما



آرش بنده بهمن


*آن لب که چو جان ماست دور از لب ماست
ای کاش که جان ما به لب می آمد
رهی معیّری

۱۳۹۴ دی ۳۰, چهارشنبه

صبح به خیر

آه از این صبح، بیا عهد ببندم با تو
من اگر چایی تلخم همه قندم با تو
با همان صبح به خیری که به من می گویی
جز خود خیر به جایی نبرندم با تو
آه، صبحانه و من با تو که آماده شویم
می شود راه به هر ضعف ببندم، با تو
کاش کوتاه بیایی که فقط باز شوند
دل و چشم و گره بخت بلندم با تو
صبحِ بی تو، شبِ تکراری بی خواب، اگر
صبح و شب ها همه دیوانه کنندم، با تو
صبح خورشید به تنهایی من می خندید
به دلم مانده که یک صبح بخندم با تو



آرش بــنـده بـهـمـن

۱۳۹۴ آذر ۲۰, جمعه

شب به خیر


شب شده، پنجره اش با تو و ماهش با من
تا خود صبح برقصیم، گناهش با من

تو برقصی همه زن های زمین می رقصند
از همین پنجره تا ماه، نگاهش با من

 وسط رقص کمی خنده، شروعش با تو
عاشقت می شوم و تا ته راهش با من

تو چپ و راست برای من اگر ناز کنی
می کشم، می خرم، از هر دو جناحش با من

موسقی سمفونی موهایت، چشمانت
این همه زیبایی! بخت سیاهش با من؟

باز بیدار شدم، پنجره ای باز نبود
 ماه همراه تو گم می شد و آهش با من



آرش بنده بهمن